خواجه نصير الدين الطوسي ( مترجم : محب الاسلام )
21
على ( ع ) ميزان حق ( ميزان حق يا شرح فصل امامت از تجريد الكلام ) ( فارسى )
خود خوانده است . 6 - صدر الدين ابراهيم ، بن شيخ سعد الدين حمويه جوينى ( 644 - 722 ه ) در كتاب فرائد السمطين كه در سال 716 ه از تأليف آن فارغ شده سه حديث در اين كتاب از خواجه روايت كرده ، كه دو حديث را خواجه از همين نور الدين على بن محمد كه او را دائى خويش خوانده روايت كرده است . از مواردى كه از او ياد شده ، پيداست كه وى در عداد علمآء و محدثين بوده و از برهان الدين ابو المظفر . ناصر بن ابى المكارم مطرّزى خوارزمى مجاز گشته . و خواجه طوسى در نزد او تلمذ كرده و از او اجازه روايت داشته است . و ديگر شيخ معين الدين سالم بن بدران مصرى است كه قبلا نام برده شد . و ما ، براى نمونه ، بدين چند شماره بسنده كرديم كه كتاب فضل خواجه را بدين يكى دو صفحه نميتوان احصآء نمود . و العذر عند كرام الناس مقبول . « 1 » آراء خواجه : لقب ( محقق ) و ( استاد بشر ) براى خواجه به گزاف نيست كه اغلب مردم بدون حساب درباره افراد مشهور روا ميدارند . . . بلكه اينگونه القاب در نتيجه مقام علمى و قدرت فكرى ، و رسيدن او به آخرين حد ممكن در « فلسفه » بوده است . آراء خواجه از رسوبات و تهنشين افكار يونانى و فلاسفه ديگر نبوده و فكر آزاد خواجه در علوم و فلسفه ، به او شخصيت مخصوصى داده است : كه اثرش در قرنهاى بعد از او باقى مانده ، و مورد استفاده قرار گرفته است . لذا ميبينيم كه كتابهاى رياضى ، و فلكى و فلسفى ، او را فلاسفه متأخر در قلب خود جاى داده ، و شرح و حواشى بر آنها نوشتهاند . و متفكران قرون بعد از او ، آنها را مورد بررسى دقيق قرار دادهاند و اين است سرّ
--> ( 1 ) - در اين فصل با استفاده و تلخيص از كتاب ( احوال و آثار نصير الدين از مرتضى مدرسى ) استفاده شد .